X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

●آستان حضرت دوست●

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست ● که هرچه بر سر ما میرود ارادت اوست

9 شهریور 1386 ساعت 04:45 ق.ظ

خون ریز (علیرضا قزوه)

در شهر یکی نیست چو چشمان تو خون ریز

من شهر نشابورم و تو لشکر چنگیز

ای اشک توام باده و چشم تو پیاله

از زلف تو سرشارم و از چشم تو لبریز

پرهیزگران را چه نیازی ست به توبه

یا توبه گران را چه نیازی ست به پرهیز

هر روز یکی خشت می افتد به سر ما

ای سقف ترک خورده ، به یک باره فرو ریز

ای آینه ی " لست علیهم بمسیطر"

دریاب مرا ، حضرت شمس الحق تبریز!