بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست
باور کنید پاسخ آیینه سنگ نیست
●
سوگند می خورم به مرام فرشتگان
در عرف ما سزای پریدن تفنگ نیست
●
با برگ گل نوشته به دیوار باغ ما
وقتی بیا که حوصله غنچه تنگ نیست
●
در کارگاه رنگرزان دیار ما
رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست
●
از بردگی مقام بلالی گرفته اند
در مکتبی که عزت انسان به رنگ نیست
●
دارد بهار می گذرد با شتاب عمر
فکری کنید، فرصت پلکی درنگ نیست
●
وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را
فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست
●
تنها یکی به قله تاریخ می رسد
هر مرد پا شکسته که تیمور لنگ نیست
چون حافظ زیاد می خوانم
پس در ادامه می گویم:
نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر
نهادم آینه ها در مقابل رخ دوست ...
ممنون از نظر زیباتون
سلام
دارد بهار می گذرد با شتاب عمر
فکری کنید، فرصت پلکی درنگ نیست...
-----------------
خیلی خوبه میایم اینجا شعر جدید میخومیم...باور بفرمایید
سلام

ما که بهارمون گذشت...شما بپا نگذره
---------------
خوسحالم که هنوز من رو قابل می دونید