می خواهمت چنان که شب خسته، خواب را
می جویمت چنان که لب تشنه، آب را
●
محو توام، چنان که ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان، آفتاب را
●
بی تابم آن چنان که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره، تاب را
●
بایسته ای چنان که تپیدن برای دل
یا آن چنان که بال پریدن، عقاب را
●
حتی اگر نباشی، می آفرینمت
چونان که التهاب بیابان، سراب را
●
ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی، جواب را
سلام
بایسته ای چنان که تپیدن برای دل
یا آن چنان که بال پریدن، عقاب را
-------------------
همین دیگه!
سلام

بعله