برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز
برو برو گل سرخی ولیک خارآمیز
●
مقام داشت به جنت صفی حق آدم
جدا فتاد ز جنت که بود مارآمیز
●
میان چرخ و زمین بس هوای پرنورست
ولیک تیره شود چون شود غبارآمیز
●
چو دوست با عدو تو نشست از او بگریز
که احتراق دهد آب گرم نارآمیز
●
برون کشم ز خمیر تو خویش را چون موی
که ذوق خمر تو را دیدهام خمارآمیز
●
ولیک موی کشان آردم بر تو غمت
که اژدهاست غمت با دم شرارآمیز
●
هزار بار گریزم چو تیر و بازآیم
بدان کمان و بدان غمزه شکارآمیز
●
به گردنامه سحرم به خانه بازآرد
خیال یار به اکراه اختیارآمیز
●
غم تو بر سفرم زیر زیر میخندد
که واقفست از این عشق زینهارآمیز
●
به پیش سلطنت توبهام چو مسخره ایست
که عشق را نبود صبر اعتبارآمیز
●
سخن مگوی چو گویی ز صبر و توبه مگوی
حدیث توبه مجنون بود فشارآمیز
بابا ما فکر کردیم درش رو تخته کردی! مبارک باشه.
دیگه ما را که محال نمیکنی… دلمون برات تنگ شده دائی.
دائی جان سر و ته ما رو بزنن به شعر علاقه داریم...ارثی دیگه چه میشه کرد
دست رو دلم نذار!!!
سلااااااااااااااااااااااااااااااام

عید شما مبااااااااااااااااااااااااااااااااارک
به به! چه اتفاقات خجسته ای به مناسبت این عید بزرگ
خیلی خوشحالم کردید جناب آستان
انشاالله این شعر نوشتن رو ادامه بدید....
سلااااااااااااااااااااااااااااااام
عید شما هم مبارک
دلم برای وبلاگ هام و البته خواننده هاش تنگیده بود
ایشالا
سلام
جناب آستان...
عیدتون مبارک
ایام بکام انشالله...
واقعا بابت این همه تغییر کمال تشکر را داریم
سلام

عید شما هم مبارک
زبان درازی می فرمایید...
نشد دیگه...ایشالا می شه به زودی
خیلی خوبه که وبلاگای دیگه تون رو هم همینطوری رفرش کنین. شادتر میشیم
چشب
امروز داشتم با خودم میگفتم نکنه بلایی سرتون اومده که همه وبلاگا با هم مسکوت موندن!
خوشحالم که سالمید حداقل از نظر فیزیکی
امیدوارم از نظر روحی هم اوکی باشید
عیدتون مبارک
دلتان خندان
ممنون
وقتم خیلی تنگ و بی برکت شده...همیشه مشغولم و خسته
علت آپ نشدن ها اینه
عید شما هم مبارک