X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

●آستان حضرت دوست●

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست ● که هرچه بر سر ما میرود ارادت اوست

4 آذر 1388 ساعت 11:00 ب.ظ

تماشاگهِ راز (حافظ)

در ازل پرتوِ حسنت ز تجلّی دم زد
 عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد


جلوه ای کرد رُخت دید مَلَک عشق نداشت
 عینِ آتش شد ازین غیرت و بر آدم زد


عقل می خواست کزان شعله چراغ افروزد
 برقِ غیرت بدرخشید و جهان بر هم زد


مدّعی خواست که آید به تماشاگهِ راز
 دستِ غیب آمد و بر سینۀ نامحرم زد


دیگران قرعۀ قسمت همه بر عیش زدند
 دلِ غمدیدۀ ما بود که هم بر غم زد


جان علوی هوس چاهِ زنخدانِ تو داشت
 دست در حلقۀ آن زلفِ خم اندر خم زد


حافظ آن روز طربنامۀ عشقِ تو نوشت
 که قلم بر سر اسبابِ دلِ خرّم زد