X
تبلیغات
نماشا
رایتل

●آستان حضرت دوست●

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست ● که هرچه بر سر ما میرود ارادت اوست

14 تیر 1388 ساعت 01:11 ق.ظ

فرزدق‌وار (سید حسن حسینی)

پشیمان نیستم اصلاً پشیمان
ز قطع راه با مرغ سلیمان

شهیدان را ستودم، حال کردم
شهادت را هم استقبال کردم

به نامِ حضرت مولا سرودم
زمینی بودم، از بالا سرودم

گشودم بر کژی رگبار خود را
نبستم چون حقیران، بار خود را

در آن سرما که حتی سنگ کم بود
سلاحِ ساده در دستم قلم بود

ستم از زنگی و رومی کشیدم
برای شعر، محرومی کشیدم

نکردم در محبت کم‌فروشی
برای گندمی، آدم‌فروشی!

یهودا را بگو: عیسی سرشتم
چلیپا بوده خط سرنوشتم !

کنار شط آتش تشنه م‍ُردم
به دست دودمان دشنه م‍ُردم

یکی از شاعران اهل بیتم
فرزدق‌وار می‌لنگد کمیتم!