X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

●آستان حضرت دوست●

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست ● که هرچه بر سر ما میرود ارادت اوست

17 اسفند 1387 ساعت 01:41 ق.ظ

ما (وحشی بافقی)

ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
 امّید ز هر کس که بریدیم، بریدیم


دل نیست کبوتر، که چو برخاست، نشیند
 از گوشۀ بامی که پریدیم، پریدیم


رم دادن صیاد خود از آغاز غلط بود
 حالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم


کوی تو که باغ ارم و روضۀ خلد است
 انگار که دیدیم، ندیدیم، ندیدیم


صد باغ، بهار است و صلای گل و گلشن
 گر میوۀ یک باغ نچیدیم، نچیدیم


سر تا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل
 هان! واقف دم باش، رسیدیم! رسیدیم!


«وحشی» سبب دوری و این قسم سخن ها
 آن نیست که ما هم نشنیدیم، شنیدیم