20 آبان 1387
کوچههای خراسان (قیصر امینپور)
چشمههای خروشان تو را میشناسند
موجهای پریشان تو را میشناسند
●
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگهای بیابان تو را میشناسند
●
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را میشناسند
●
هم تو گلهای این باغ را میشناسی
هم تمام شهیدان تو را میشناسند
●
از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را میشناسند
●
ای که امواج طوفان تو را میشناسند
ای که آیات قرآن تو را میشناسند
●
گرچه روی از همه خلق پوشیده داری
آی پیدای پنهان تو را میشناسند
●
اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را میشناسند
●
کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچههای خراسان تو را میشناسند



دی 1387
