X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

●آستان حضرت دوست●

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست ● که هرچه بر سر ما میرود ارادت اوست

6 آبان 1387 ساعت 03:03 ب.ظ

دل پرخون (عراقی)

به دست غم گرفتارم ، بیا ای یار ، دستم گیر

به رنج دل سزاوارم ، مرا مگذر ، دستم گیر

یکی دل داشتم پر خون ، شد آنهم از کفم بیرون

چو کار از دست شد بیرون ، بیا ای یار دستم گیر

ز وصلت تا جدا ماندم همیشه در عنا ماندم

از آن دم کز تو واماندم شدم بیمار ، دستم گیر

کنون در حال من بنگر : که عاجز گشتم و مضطر

مرا مگذر و خود مگذر ، درین تیمار دستم گیر

به جان آمد دلم ، ای جان ، ز دست هجر بی پایان

ندارم طاقت هجران ، به جای زنهار ، دستم گیر

همیشه گرد کوی تو همی گردم به بوی تو

ندیدم رنگ روی تو ، از آنم زار ، دستم گیر

چو کردی حلقه در گوشم ، مکن آزاد و مفروشم

مکن ، جانا ، فراموشم ، ز من یادآر ، دستم گیر

شنیدی آه و فریادم ، ندادی از کرم دادم

کنون کز پا درافتادم ، مرا بردار دستم گیر

نیابم در جهان یاری ، نبینم غیر غمخواری

ندارم هیچ دلداری ، تویی دلدار  دستم گیر 

عراقی ، چون نیی خرم ، گرفتاری به دست غم

فغان کن بر درش هر دم ، که : ای غمخوار ، دستم گیر