X
تبلیغات
نماشا
رایتل

●آستان حضرت دوست●

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست ● که هرچه بر سر ما میرود ارادت اوست

12 اسفند 1386 ساعت 02:03 ق.ظ

منتخبی از دوبیتی های فایز دشتی۱

پس از مرگم نخواهم های هایی

نه فریاد و نه افغان و نوایی

بگویید گشته فایز کشته دل

ندارد کشته دل خون بهایی

●●●

دل از من چشم شهلا دلبر از تو

لب خشکیده از من کوثر از تو

بنه بر جان فایز منت از لطف

سر از من سینه از من خنجر از تو

●●●

مرا در پیش راهی پر ز بیم است

از این ره در دلم خوفی عظیم است

برو فایز میندیش از مهابت

که آنجا حکم با رب رحیم است

●●●

دو معنی بر من آمد صعب دشوار

اول   پیری   آخر    فرقت  یار

اگر  پیدا   شود   فایز پرستی

جوانی  از کجا  آرم   دگر بار

●●●

خوشا روزی که گل بودی و بلبل

تو گفتی صبر کن کردم تحمل

الهی   دشمن   فایز  بمیرد

گل از بلبل برید و بلبل از گل


دوستی از خوانندگان؛ تذکر دادند که از نظر بعضی از تذکره نویسان نسبت دشتی برای این شاعر شیرین سخن صحیح است نه دشتستانی؛ که در صدر شعر تصحیح شد.