X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

●آستان حضرت دوست●

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست ● که هرچه بر سر ما میرود ارادت اوست

23 شهریور 1386 ساعت 05:14 ب.ظ

اشعار ارسالی خوانندگان (۱)

این مجموعه از اشعار پراکنده را یکی از خوانندگان این وبلاگ برای من فرستادند که ذیلا تقدیم می دارد:

زاهدان،حاشا که در خلد برین یابند راه

چون عصا این خشک مغزان باب آتشخانه اند

جهان ،خونریز بنیاد است هشدار

سر سال از محرم آفریدند

جهل ها علم شد به نور سخن

علم،جهل است،بی ظهور سخن

سودای عشق پختن ،عقلم نمی پسندد

فرمان عقل بردن،عشقم نمی گذارد

گناه کردن پنهان به از عبادت فاش

اگر خدای پرستی،هوای پرست مباش

یارا بهشت ،صحبت یاران همدم است

دیدار یار نا متناسب جهنم است

سر که نه در پای عزیزان بود

بار گرانیست کشیدن به دوش

دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد؟

ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد

ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند

بانگ و فریاد بر آری که مسلمانی نیست

عالم معنی شدیم و داغ جهل از ما نرفت

ساخت ای دل ،علمهای بی عمل مارا کتاب

من نمی گویم زیان کن یا به فکر سود باش

ای ز فرصت بی خبر،در هر چه هستی زود باش

بی عشق محال است بود رونق هستی

بی جلوه خورشید جهان تیره وتار است

به خوابی آرزومندم ولیکن

سر بی دوست چون باشد به بالین

سوختن بر شمع مرده کار هر پروانه نیست

چون زن هندو کسی در عاشقی مردانه نیست

سفله با جاه نیز هیچ کس است

مور اگر پر در آورد مگس است

از مکافات عمل غافل مباش

آتش ایمن نیست از اشک کباب

زر دوستان ،تهیه راه عدم کنید

قارون به زیر خاک پی جمع مال رفت