X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

●آستان حضرت دوست●

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست ● که هرچه بر سر ما میرود ارادت اوست

9 شهریور 1386 ساعت 02:45 ق.ظ

محراب جان (سلمان ساوجی)

ما روی دل به خانه خمار کرده ایم ● محراب جان ، ز ابروی دلدار کرده ایم

از بهر یک پیاله دُردی هزار بار  ● خود را گرو ، به خانه خمار کرده ایم

بر بوی جرعه ای که زجامش به ما رسد ● خود را چو خاک ، بر در او خوار کرده ایم

سر مست رفته ایم به بازار و جرعه وار ● جانها نثار ، بر سر بازار کرده ایم

قندیل راشکسته و پیمانه ساخته ● تسبیح را گسسته و زنار کرده ایم

زهاد تکیه بر عمل خویش کرده اند ● ما اعتماد بر کرم یار کرده ایم

صوفی مکن مجادله با ما ، که پیش از این ● ما نیز از این مبالغه ، بسیار کرده ایم

امروز با تو نیست سر و کار ما ، که ما ● عمر عزیز در سر این کار کرده ایم

افکنده ایم بار سر از دوش ، در رهت ● خود را بر این طریق سبک بار کرده ایم

ای مدعی به رندی سلمان ، چه می کنی؟ ● دعوی ، که ما به جرم خود اقرار کرده ایم


خمار : می فروش ● قندیل : چراغدانی که با زنجیر از سقف آویزند ● مبالغه : در کار کوشیدن ● رندی : مکاری ، حیله گری.